۱۴۰۱/۰۴/۰۱ - تیر

اولین روز از دومین فصل و چهارمین ماهِ سال

آغاز تابستان

ساعتِ ۱۵:۰۰

عمیقا میتونم یک ظهر تابستونی رو تجربه کنم

تنها، توی اتاق تاریک، با نوری که از پنجره به خونه تابیده میشه، هوای گرم و باد کولر،

و من که بالاخره میتونم با حس شروع تابستون کنج اتاق لش کنم و تودو ببینم و بیام بیان پست بزارم.

حس میکنم تیر ماه، ماه پر مناسبتیه حداقل برای من:

۱ تیر شروع تابستون/ ۲ تیر تولد زهرا/ ۳ تیر یکسالگی وبلاگ نویسیم/ ۸ تیر تولد ریحانه

و خیلی اتفاقات دیگه که به منزله مورد اول پیش میان.

به این فکر میکردم که برای فردا، از الان برم حمام و تا حدی آماده باشم که فردا خیلی خسته نشم؟ اما به این نتیجه رسیدم روز اول رسمی تابستون رو فقط باید ریلکس کرد.

تا همین چند دقیقه پیش خیلی جدی قصد پست گذاشتن نداشتم و حتی وب رو کاملا خالی کرده بودم و فقط منوی خصوصی رو گذاشته بودم بمونه(نه این هارو به این دلیل نمیگم که توجهتون رو جلب کنم یا بخوام همش دم از رفتن بزنم، نه) اما بعد به این فکر کردم که خب، من دلم میخواد وبلاگ نویس باشم، دلم میخواد بخشی از تعطیلاتم صرف همچین کاری بشه، و اینکه حتی با وجود اون سالنامه گوگولی دست و دلم به روزانه نویسی و ثبت اتفاقات نمیره و بهترین روش برای منی که دلم میخواد همچین چیزی رو ثبت کرده باشم ادامه دادن وبلاگ نویسیه. در نتیجه الان دارم این رو مینویسم.

قطعا در مقابل یکسال قبل دقیقا به اندازه یک سال بزرگتر و عاقل تر و بالغ تر شدم( نه ادعای بزرگ بودن نمیکنم من ۱۵ سال و ۴ ماه و ۲۸ روزمه) -اگر بخوام در این زمینه صحبت کنم یه پست مجزا لازمه پس بازش نمیکنم- و این تاثیر به سزایی در این داره که بدونم به چه نحو و تا چه حد میتونم اینجا صحبت کنم که بتونم کاملا حد و مرز هام رو رعایت بکنم و نه خودم و نه هیچکس ازشون فراتر بره که باعث آزارم بشه. انی وی-

فکر میکنم بزودی یه پلی لیست پست بکنم  و همچنین پستی درباره حد و مرز و پستی درباره بزرگ شدن و رشد.

و بالاخره میتونم بعد از یکسال بگم وبلاگ خودم بهم حس خوبی میده(مطمئن نیستم قبلا تجربش کرده بودم یا نه) ولی هنوزم تو فکر یه قالب زرد یا با رنگ های ملایم هستم و همچنین به پست های با محتوا تر و بیشتری نیاز دارم.

و این رو اضافه میکنم که دارم برای دل خودم مینویسم و کاری با بقیه ندارم یا همچین چیزی، و بخاطر کسی/ چیزی خودم الکی خودم رو اذیت نمیکنم و ارتباطات کنترل شده تری دارم.

 

رندوم فکت: هیج وقت داشتن کلکسیون اسلحه نشونه خوبی نیست(تاثیرات ویدیو های مریجین)

پی‌نوشت: حس میکنم میخوام یه سری از پست های قدیمی که دوستشون دارم رو برگردونم، فقط حس میکنم`

یکم بعد نوشت: اره باشه دارم کاری که توی مورد بالا گفتم رو انجام میدم ولی یه سری تغییرات نیاز دارن ✎ (تازه فهمیدم تعداد زیادی از پست های قدیمی رو قبلا پاک کردم)

۵ موافق ۰ مخالف

ریحانه منظورت شوکوعه دیگه...؟

بلی

عه من نمیدونستم تیریههه

الان میدونیی

۱۴ تیرم تولد منه به سلامتی xD

-پررویی تا کجا؟-

پیشاپیش مبارککک 

-راحت باش"^"-

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان